آنها با دست بسته مقاومت کردند، ما با دست باز چه کردیم؟


نترس …!!! دست است دیگر … 
نترس …!!! 

دست یک باباست شاید، که قرار بود نوازش کند 

موهای لخت و مشکیِ دخترک نازش را اما … 

نترس … !!! 

دست نامزدی است شاید، 

که قرار بود پشت گرمی دختر مردم باشد تا آخرِ عمر 

و خوشبختش کند اما … 

نترس…!!! 

دست است دیگر … دستِ نان آوری شاید 

که با نبودش حالا فقط پنج سرِ عائله یتیم اند اما … 

نترس…!!! 

دست است دیگر … 

شاید دستِ عمویی که قرار بود قهرمانِ قصه های 
 
برادرزاده ی سه ساله اش باشد اما … 

اما … بترس …!!! 

شاید همان دستی است که قرار است جلویمان را بگیرد فردا 

و بپرسد : 

بعد از ما چه کردید …؟؟؟ 

آری پیامی آورده اند… 

برای این روزگار قحطی زده ی بصیرت 

یک دریا بینش ناب آورده اند 

برای روزهای خاکستری دل آدم های دنیا زده 

کمی باران انصاف آورده اند 
 


وصیت نامه 175 شهید غواص دست بسته

Related Posts :